طراحی لباس

این سایت متعلق به همه ی هنرجویان - اساتید - دانشجویان و مدرسان حوزه طراحی لباس در ایران میباشد

تعریف فشن what is fashion
ساعت ۱٠:٤۳ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۳/٧/۳  

موضوع: فشن Fashion

اشاره:

صنعت گسترده‌ای به نام فشن در اروپا و آمریکا در طی سالایان دراز بوجود آمد و توانست با پرورش طراحان برجسته و مطرح در سراسر دنیا به رشد و ارتقاء قابل توجه‌ای برسد و حتی وجود چنین صنعتی در کشورهای جهان سوم و کشورهای درحال رشد اجتناب ناپذیر شد. این صنعت دارای تشکیلاتی است که همانند یک پازل همه بهم ربط دارند و ضعف هر قسمت از آن باعث اختلال در سامانه آن می‌شود. این صنعت در کشور جمهوری اسلامی ایران همانند دیگر کشورهای در حال رشد خواسته یا ناخواسته به روش ناقص وارد شده است. از آنجائیکه در ایران مسئولین و مدرسین و دانشجویان برای بکار بردن مترادف صحیح و مناسب برای واژه فشن اختلاف نظر دارند، لذا این نوشتار درصدد است تا برای روشن شدن ماهیّت این صنعت در درجه اول به چستایی آن بپردازد. 


یکی از دلایلی که برخلاف سایر نقاط دنیا پدیده فشن آنچنانکه باید در ایران مورد توجه قرار نگرفته است عدم آشنایی با مفاهیم اولیه فشن می‌باشد. موضوعی که سبب شده است بسیاری هنوز تصور درست و دقیق از این مفاهیم نداشته باشند.

واژه‌های کلیدی: فشن چیست؟ مد رایج چیست؟ آیا فشن به معنای مد است؟ فشن ترند چیست؟ صنعت فشن یعنی چه؟ چرا گاهی اوقات فشن همان فشن معنی می‌شود و گاهی اوقات به معنای مدروز بکار می‌رود؟

  قبل از هرچیز به ترجمه لغوی آن می‌پردازم.

مفهوم کلمه فشن در لغتنامه دهخدا چنین بیان شده است: فشن: سبک، طرز، مد، نوع و شیوه لباس پوشیدن.

کلمه مد که معادل فرانسوی فشن است از لحاظ لغوی در فرهنگ معین چنین تأویل شده است:

مد. [ م ُ] (فرانسوی ، اِ) روش و طریقه موقت که طبق ذوق و سلیقه اهل زمان طرز زندگی و لباس پوشیدن و غیره را تنظیم کند. باب . باب روز. آئین . (فرهنگ فارسی معین ). باب . متداول . معمول . رایج .شیوه متداول و باب زمان در شؤون زندگی اجتماعی .

 ترجمه کلمه فشن از دایره المعارف بریتانیکا(Britannica):

 هرگونه پوشش یا رفتار که در یک بازه زمانی و یا مکانی متداول گردد را فشن می‌نامیم. این عادات می‌توانند در هر چرخه زمانی عوض شوند و یا ممکن است طی یک چرخه زمانی مجدداً تکرار گردند. فشن ممکن است از نسلی به نسل دیگر تغییر کند و یا به طور کامل متحول شود. فشن تابعی از عوامل اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی و تاریخی است و همواره در صورتهای مختلف در طول تاریخ وجود داشته است. در غرب خیاطان زنانه(courts) مرجع اصلی مد و فشن بوده و هستند. در قرن ۱۹ و ۲۰ فشن به مفهومی که ما اکنون از آن صحبت می‌کنیم دست یافت و بدل به صنعتی شد که کمپانی‌های مختلف و برندهای مشهور روی آن سرمایه‌گذاری کرده و یکی از عوامل تعیین کننده در جوامع می‌باشد.

ترجمه کلمه فشن از دیکشنری آکسفورد(Oxford):

 فشن یکی از مهمترین و تاثیرگذارترین عوامل بر روی عموم مردم در اجتماع است. این مفهوم ممکن است بر روی تمامی جهات زندگی در یک جامعه تاثیر بگذارد از رژیم های غذایی گرفته تا پوشش، طرز فکر، تمرینات ورزشی و … به طور مثال در سالهای اخیر در بین خانم ها لاغر شدن در حدی که شاید از لحاظ ظاهر شبیه به آقایان بشوند به شدت مشاهده می‌گردد این در حالی است که چنین مفهومی از زیبایی در سالهای گذشته وجود نداشته و در دوره‌های گذشته برجستگی و در دورانی حتی چاق بودن زیبایی و به نوعی مد محسوب می‌گردیده است.

این موضوع را می توان در نقاشی ها و همچنین مجسمه هایی که از گذشته باقی مانده به خوبی مشاهده کرد. نقاشان و مجسمه سازان اکثراً سعی می‌کردند بهترین نشانه‌های زیبایی را در هنر خود جلوه‌گر سازند. آثار به جای مانده از گذشته نشانگر مد یا فشن ظاهر در دوران مختلف است.

 من تعاریف فوق را به این صورت کلی قبول ندارم بلکه به نظر من واژه فشن را در دو شاخه تعریف می‌شود اول بعنوان یک پازل، شبکه، سازمان و صنعت و دوم بعنوان یک نماد و جریان که بازتاب دهنده نگرشهای اجتماعی ، اقتصادی، جنسی و سیاسی هر عصر است. اگر بعنوان یک سازمان باشد عناصر تشکیل دهنده آن اینها هستند:

طراح لباس - طراح فنی- طراح الگو یا الگو بُر- خیاط- طراح پارچه - طراح سبک یا مشاور فشن- خریدار فشن (به انگلیسی: Fashion buyer - دوزنده (به انگلیسی: Seamstress - معلم طراحی فشن- یک فروشنده لباس‌های سفارشی - خیاط زنانه- تصویرگر- گمانه زن فشن به انگلیسی: Fashion forecaster - مدل- مدل شایسته-  روزنامه نگار فشن- متخصص دگرش به انگلیسی: alteration specialist - مشاور تصویری - که اینها عناصر و مشاغل ثابت هستند.

و اگر بخواهیم بگوییم فشن یعنی هرگونه پوشش یا رفتار که در یک بازه زمانی و یا مکانی متداول می‌شود و این عادات می‌توانند در هر چرخه زمانی عوض شوند و یا ممکن است طی یک چرخه زمانی مجدداً تکرار گردند، و ممکن است از نسلی به نسل دیگر تغییر کند و یا به طور کامل متحول شود، دچار مشکل می‌شویم. زیرا از این صنعت پدیده‌ای متولد شد بنام Fashion Trend که در ایران به اشتباه روند مد ترجمه شده است. کلمه فشن که در اول این واژه آمده است فقط یک پیشوند است.

 

مترادف کلمه Trend می‌شود fad که در دانشنامه ویکیپیدیا اینگونه معنی شده است:

A fad is any form of behavior that develops among a large population and is collectively followed enthusiastically for a period of time.

یک مد زودگذر هر شکلی از رفتار که در میان یک جمعیت بزرگ رواج پیدا می‌کند و در مجموع همراه با شور و شوقی در یک بازه زمانی دنبال می‌شود.

و در دیکشنری آریان پور Fad اینگونه معنی شده است:

رسم یا مد یا سبک یا رفتار و غیره که برای مدت کوتاهی متداول می‌شود.

پس نتیجه می‌گیریم که (Fashion Trend) ‌امری تعریف شده نیست و با گذر زمان و تحت عوامل مختلف تغییر می‌کند. این عوامل از یک سو بوسیله طراحان فشن و از سوی دیگر توسط تولید‌کنندگان پارچه و لوازم فشن و حتی دولت‌ها ممکن است ایجاد گردد. به طور عمومی هر ساله و در برخی مواقع طی ماه‌ها در دو حوزه رنگ و طرح مد روز تغییر می‌کند.

نتیجه:

1- بر اساس تعاریف فوق نتیجه می‌گیریم که کلمه «فشن» را نمی‌توانیم «مد» ترجمه کنیم.

2- اگر بخواهیم از منظر صنعت به این پدیده نگاه کنیم چاره‌ای نداریم جز اینکه همان کلمه فشن را بکار ببریم چون جایگزینی برای آن نداریم. بلکه باید بگوییم صنعت فشن.

3- آن چیزی که فرهنگها و سنن و آداب و رسوم با آن درگیر هستند در حقیقت fashion industry یا صنعت فشن نیست بلکه همین Fashion Trend فشن ترندها هستند که در تعاریف با هم با تداخل پیدا می‌کنند و کارشناسان و مدرسان ایرانی را دچار اشتباه می‌کند. وباز برای اینکه تداخل ایجاد نشود و بدانیم در مورد کدام از یک موارد این صنعت بحث و گفتگو می‌شود بهتر است خودشان را بکار ببریم. 

تهیه و تنطیم : جلال قاسمی


کلمات کلیدی: واژه شناسی